قرار دهد نه مقام و شهرت و مال را و بايد خودش را از مشركان جدا كند و به آنها بگويد : من نه سازشكارم و نه در مكتب خود شكى دارم عذاب و سقوطى كه خدا وعده داده در اختيار من نيست ، بسته به ارادهء خداست .
51 -
وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
.
لفظ « به » راجع است به قرآن ،
يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا . . .
يعنى از قيامت و حساب مىترسند ،
لَيْسَ لَهُمْ . . .
شايد حال باشد از « يخافون » يعنى در حالى مىترسند كه جز خدا سرپرستى و شفيعى ندارند . « يتقون » به نظرم پرهيز از شرك و گناهان است يعنى : حالا كه مشركان رو گردانند ، مؤمنان را بترسان و امت نمونه تشكيل بده ، آنها هستند كه قرآن در وجودشان انقلاب ايجاد مىكند ، ناگفته نماند : اين ، انذار بخصوصى است و گرنه آن حضرت انذار كنندهء همه است .
52 -
وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
.
خواندن خدا در بامداد و عصر شامل نمازها و مطلق ذكر خداست
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
يعنى با توجه و رو كردن خدا مىخواهند ، اين گروه هستند كه رهبران راستين مىتوانند با آنها انقلاب توحيدى پديد آورند انقلاب اصيل ايران را به رهبرى امام خمينى اين گروه به ثمر رساندند .
نقل است : عدهاى از اشراف مكه از محلى عبور مىكردند ، و ديدند :
بلال ، عمار ، خبّاب و مانند آنها كه از چهرههاى انقلابى ولى تنگدست بودند ، در محضر رسول خدا نشستهاند ، آنها كه فضيلت و امتياز را در پول و خانواده و شهرت مىديدند ، گفتند : يا محمّد خدا اين تهى دستان ناتوان را بر ما برترى داده است ، اينها را از خود دور كن تا شايد تصميم بگيريم و با تو باشيم ، آيهء شريفه در