كلمهها
اجبتم : اجابت شديد . ( از شما قبول كردند .
علام الغيوب : علام : بسيار دانا . غيب : نهان . غيوب : نهانها .
ايدتك : ايد : نيرو قوه . تأييد : نيرومند كردن « ايدتك » نيرومند كردم تو را .
روح القدس : روح پاك . منظور از آن باحتمال قوى جبرئيل است .
المهد و كهلا : مهد : گهواره . كهل : ميانسال .
هيئة : شكل .
تنفخ : نفخ : دميدن .
تبرىء : برىء : كنار شدن و خلاص شدن . ابراء كنار كردن مقصود از آن در اينجا شفا دادن است .
الاكمه : كمه : كورى و معيوب شدن چشم . اكمه : كور مادرزاد .
ابرص : پيس . برص . پيسى .
كففت : كف : بازداشتن « كففت » بازداشتم .
سحر : جادو . ( بقره / 102 ) .
حواريين : حور : سفيدى . يار مخصوص را حوارى گويند ، گويى قلبش در يارى كردن پاك و مثل جامه سفيد است ، جمع آن حواريون است در قرآن فقط در ياران حضرت عيسى به كار رفته و پنج بار آمده است .
مائده : طعام آسمانى . خوانى كه در آن طعام باشد . اصل آن از « ميد » به معنى حركت است .