تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
( مائده / 1 ) . متعمّد : عمد : قصد . عامد و متعمد : كسى كه كار را دانسته و از روى عمد انجام دهد . نعم : ( بر وزن شرف ) چهارپايان مراد گاو ، گوسفند و شتر است ( انعام ثلاثه ) اين كلمه جمع است و از لفظ خودش مفرد ندارد . هديا : هدى : قربانى مكه . در جاهاى ديگر اضحيه گويند . عدل : برابرى . برابر . در اينجا معناى دوم مراد است . ليذوق : ذوق : چشيدن . « ليذوق » تا بچشد . و بال : كيفر و عذاب . وبل : شدت . و بال كيفر و عقوبتى است كه بر انسان سنگين و سخت است . سلف : ( بر وزن شرف ) گذشته و گذشتن . مصدر و اسم هر دو آمده است . سياره : جماعت مسافر ( قافله ) سير : راه رفتن . سياره مؤنث سيار ، به معنى گروه مسافر ( قافله ) نيز آيد . در اينجا مراد قافله و كاروان است . بر : خشكى ( قاموس قرآن ) . قياما : قيام در اينجا مثل قوام به معنى مايهء قوام و وسيله برپادارنده است « القيام : ما يقوم به الشيء » . قلائد : قربانيهاى طوقدار رجوع شود به آيهء دوم همين سوره . الباب : عقلها . لب : مغز ، جمع آن الباب است « الالباب : العقول » .

شرحها

در اين آيات بيان گرديده : كدام شكار در حال احرام حلال است و كدام حرام ، كفارهء شكار حرام چيست ؟ و نيز روشن شده كه كعبه و عمل حج مايه قوام ملّت