تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
75 - مسيح پسر مريم نبود مگر پيغمبرى كه پيش از او پيغمبران گذشته‌اند ، مادرش راستى پيشه بود ، او و مادرش طعام مىخوردند ، ببين چطور آيات را براى آنها بيان مىكنيم سپس ببين چطور منحرف مىشوند . 76 - بگو آيا غير خدا چيزى را مىپرستيد كه براى شما قدرت نفع و ضرر ندارد با آنكه خدا دانا و شنواست . 77 - بگو اى اهل كتاب در دين خود بناحق غلو نكنيد ، و از هوسهاى گروهى كه پيش از اين به ضلالت افتاده و بسيارى را به ضلالت افكنده‌اند ، پيروى نكنيد آنها كه از راه راست گمراه شدند .

كلمه‌ها

مأوى : جايگاه . از « اوى » به معنى نازل شدن و لاحق شدن . انصار : ناصر : يار . انصار : ياران . نصر : يارى . ثالث : ثالث : سوم . ثلثه : سه .
ثالِثُ ثَلاثَةٍ
سومى سه نفر . ينتهوا : انتهاء : ترك كردن .
لَمْ يَنْتَهُوا
بس نكردند ، ترك نكردند . ليمسن : مسّ : دست زدن . رسيدن . « ليمسن » حتما و حتما مىرسد . خلت : خلاء و خلو : خالى شدن . « خلت » : گذشت . صديقة : صديق مبالغه در صدق است . كسى كه قول و فعل و عقيدهء او همهء صدق باشد . انى : اسم زمان است به معنى « كجا » و نيز به معنى « چگونه » در اينجا معنى دوم مراد است . يؤفكون : افك : ساخته و برگرداندن چيزى از حقيقتش « يؤفكون » برگردانده مىشوند . لا تغلوا : غلوّ : تجاوز از حد . « لا تغلوا » تجاوز نكنيد .