اين دختر نيست . و من او را مريم نام نهادم ، او را با فرزندانش از شر شيطان رانده شده در پناه تو قرار مىدهم .
37 - پروردگارش او را به طرز نيكويى پذيرفت و به طرز خوب نمو داد ، و زكريا را سرپرست او كرد ، هر وقت زكريا وارد غرفهء او مىشد ، غذاى بخصوصى نزد او مىيافت گفت : اى مريم اين براى تو از كجا آمده ؟ گفت : آن از پيش خداست ، خدا هر كه را خواهد بى حساب روزى مىدهد ،
كلمهها
اصطفى : صفو بمعنى خالص شدن . اصطفاء بمعنى اختيار و انتخاب است .
راغب گويد : اصطفاء اخذ خالص شىء است . بنا بر اين در شىء انتخاب شده بايد صفا و خلوص و امتياز باشد .
آدم : رجوع شود به ( بقره / 31 ) .
نوح : اولين پيامبر از پيامبران اولو العزم ، شرح حال او در بسيارى از آيات آمده است .
عمران : پدر مريم
وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ . . .
تحريم / 12 .
ذريه : فرزند . نسل . ذرء در اصل بمعنى ظهور و اظهار است و بمعنى آفريدن به كار مىرود ، به اين جهت فرزند را ذريه گفتهاند و آن در مفرد و جمع استعمال مىشود .
نذرت : نذر آنست كه چيز غير واجب را بر خود واجب گردانى : « نذر نذرا :
اوجب على نفسه ما ليس بواجب » .
رجيم : رانده شده از رحمت خدا . رجم در اصل بمعنى سنگ زدن است « رجمه : رماه بالحجارة » رجيم از اوصاف شيطان و جمعا شش بار در قرآن آمده است .