تقيه در واقع تغيير شكل مبارزه است ، مؤمن وقتى كه احساس كرد مقاومت بىفايده است و يا اگر اينجا مقاومت نكرده و از راه ديگرى وارد شود ، مفيدتر است ، مىتواند تقيه كند و دست از مبارزه بردارد ، و يا بكافر اظهار مودت كرده و خود را خلاص نمايد و در شكل ديگرى از دوستى او دست بردارد ، مطلب در اين مورد مفصل است نگارنده شايد بتواند ذيل آيهء
إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ
نحل / 106 بذكر مقدارى از آن بپردازد انشاء اللَّه .
دين و محبت :
در تفسير عياشى از بريد بن معاويه نقل شده : گويد محضر امام باقر عليه السّلام بودم ، مردى كه پياده از خراسان آمده بود وارد شد ، پاهايش را نشان داد كه « تاويل » زده بود . آن گاه به امام عليه السّلام گفت : به خدا فقط محبت شما مرا از شهرم بمدينه آورده است . امام فرمود : به خدا قسم اگر سنگى ( هم ) ما را دوست دارد خدا او را با ما محشور خواهد كرد و
هل الدين الا الحب
آيا دين جز محبت است ؟ خدا فرمايد
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
. . .
باز در همان كتاب نقل شده : به امام صادق عليه السّلام گفته شد : فدايت شوم ما با نامهاى شما و نامهاى پدرانتان نام گذارى مىكنيم آيا اين بما فائده دارد ؟ فرمود آرى و اللَّه و
هل الدين الا الحب
خدا فرموده
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
.
به نظر مىآيد مراد از اين گونه روايات آنست كه اساس و روح دين همان علاقه و عشق بخداست كه سبب پيروى از رسول خدا و اهل بيت او عليهم السّلام و دوست داشتن آنهاست ، استشهاد امام به آيهء شريفه با آنكه حديث دربارهء محبت آنهاست نه محبت خدا ، براى آنست كه اينها همه بالاخره به حب خدا بر مىگردند .
عمل و تكفير گناه :
ظهور
يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
آنست كه پيروى از رسول خدا سبب آمرزش گناهان است همانطور كه توبه گناهان را