شده ولى يهود چنان دانستهاند كه عيسى را كشتهاند ، نصارى نيز كه در جريان نبودهاند اين سخن را از يهود دريافت كرده بدان يقين نمودهاند ، عجيب است كه بعد از گذشتن حدود بيست قرن هنوز يهود و نصارى در اين اشتباه ماندهاند ، ما اينك از جزوهء بسيار پر ارج « قهرمان صليب » نوشتهء جناب مير ابو الفتح دعوتى مطالبى در اين بارهء نقل مىكنيم تا حقيقت مكشوف گردد .
1 - در نزديكى اورشليم ولايتى است بنام جليل در اين ولايت دهكدهاى است بنام ناصره ، عيسى عليه السّلام در اين دهكده زندگى مىكند ، او پس از آنكه بزرگ شد در كنار رود اردن از يحيى پيامبر غسل تعميد مىگيرد ( بنا بگفتهء اناجيل ) آن گاه از طرف خدا به پيامبرى مبعوث شده و بهدايت خلق مىپردازد حدود سه يا چهار سال در قوم خود درنگ مىكند ، سخنان حكمت آميز و معجزاتش مردم را بسوى او جلب مىكند .
2 - شهر اورشليم مركز علم و تجارت بود ، كاهنان يهود در اين شهر گرد آمده خود را نگهبانان تورات موسى و احكام خداوند مىدانسته و تورات را بدلخواه خود ترجمه و تفسير مىكردند و آنچه دلشان مىخواست به تورات نسبت داده و بچپاول مردم مشغول بودند ، ( قرآن مجيد دربارهء آنها افشاگرى كرده و مىگويد :
إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
توبه / 34 بسيارى از كاهنان يهود نزد عيسى عليه السّلام مىآيند و بر او اشكالاتى مىگيرند و چون جوابهاى محكم مىشنوند باز مىگردند و بديگر عالمان اعلام خطر مىكنند كه چه نشستهايد بايد بفكر چاره باشيد .
3 - شهرت عيسى همه جا را فرا مىگيرد ، مردم بىآنكه عيسى را ديده و شناخته باشند از بعثت و تبليغ او با خبر مىشوند ، شهر اورشليم نيز از ذكر نام او پر مىشود بىآنكه او را ديده باشند ، عيسى در عيد فصح با شاگردان خود به قصد زيارت وارد اورشليم مىشود و احيانا براى مردم سخنانى مىگويد و مورد احترام