« عمواس » مىروند ، عيسى را در راه دهكده مىبينند با خوشحالى دوان دوان پيش شاگردان آمده اين خبر را اعلام مىكنند عيسى بميان شاگردان آمده و همه پنهانى ، به « جليل » مىروند .
10 - از اينطرف اقوام عيسى پس از شنيدن مصلوب شدن او به زيارت قبرش مىآيند ولى مىبينند سنگ از روى قبر برداشته شده و جسد در آن نيست .
11 - بدين طريق يهودا بجاى عيسى بدار مىرود ، عيسى به آسانى از باغ خارج شده راه عمواس را در پيش مىگيرد ، مسئلهء برخاستن عيسى از قبر آن بوده كه اقوامش قبر او را خالى يافته و شاگردانش او را زنده ديدهاند پس لا بد بعد از مردن زنده شده و به آسمان رفته است .
يهوديان بجاى عيسى يهودا را كشتند نه يهود او را مىشناختند و نه سربازان رومى ولى چنان پنداشتند كه عيسى را كشتهاند
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
نصارى در اين كار بى خبرتر بودند و فقط از يهود شنيدند كه عيسى را بدار زدهاند
وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ . . .
اين است آنچه از كتاب « قهرمان صليب » اقتباس شد .
پيدايش تثليث :
يهوديان ساليان دراز بود كه در شهرهاى روم مىزيستند ، آنان خود را پست و زبون و روميان را برتر و والاتر مىپنداشتند ، طبيعى است كه رسوم و افكار ملّت غالب در ملّت مغلوب اثر مىگذارد ، گر چه تورات هر گونه بت پرستى را مردود مىشمرد لكن يهودان از دل و جان شيفتهء آداب روميان مشرك بودند و به بتپرستى آنها روى آوردند .
معبد بزرگ آتن پر از بتها و خدايان دروغين بود در معبد زائوس سه بت بزرگ مشاهده مىشد اوّل : زائوس پدر خدايان . دوّم : سارپدون يگانه پسر زائوس . سوّم : آپولون ، خداى واسطه ميان پدر و پسر . روميان عقيده داشتند كه زائوس پسرش سارپدون را به زمين فرستاده تا در ميان مردم ساكن شود ، فرقهء