اين آيه دنبالهء
وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ . . .
است يعنى : براى خائنان مدافع مباش و از آنها دفاع مكن . لفظ « يختانون » مفيد استمرار است كه مرتكب خيانت با استمرار آن ، بسيار خائن و هميشه گناهكار مىشود ، آمدن خوان و اثيم نيز بدين مناسبت است و گرنه ، خدا خائن و آثم را نيز دوست نمىدارد ، جملهء
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ . . .
علت « لا تجادل » است يعنى از كسى كه خدا دوستش نمىدارد چرا دفاع مىكنى .
108 -
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً
.
چون پنهان كردن از خدا مقدور نيست و قرآن آن را به صورت قبول نقل مىكند پس مراد از استخفاء حيا و شرم است يعنى از مردم شرم مىكنند و قضيه را از آنها پنهان مىدارند ولى از خدا شرم نمىكنند با آنكه شب هنگام كه دروغ مىسازند خدا با آنها است و خدا به آنچه مىكنند احاطه دارد ، آيه روشن مىكند كه ماجراى بخصوصى در كار بوده است . چنان كه در شأن نزول نقل شد .
109 -
ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا
.
اين آيه خطاب به عموم است كه اگر شما خطا كاران را در دنيا تبرئه كنيد در آخرت از چنگ خدا فرار نتوانند كرد و مدافعى نخواهند داشت .
110 -
وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً
.
ظاهرا مراد از « سوء » خيانت و جنايت به ديگران و از
يَظْلِمْ نَفْسَهُ
گناه ما بين خدا و انسان است ، قبول استغفار در صورت اول مشروط بحليت گرفتن از طرف است ،
يَجِدِ اللَّهَ . . .
حكايت از قبول توبه دارد . در نهج البلاغه آمده :