قتاده از نزد آن حضرت برخاست و نزد عمويش آمد و گفت : اى كاش مرده بودم و با رسول خدا سخن نمىگفتم عمويش گفت : خدا يار ماست ، آيات فوق در اين باره نازل شد بشير پس از شنيدن آيات به مكه فرار كرد و مرتد شد ، فكر مىكنم اين شأن نزول كليدى باشد براى فهم هر چه بيشتر آيات .
105 -
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً
.
مراد از « لتحكم » حكومت و داورى است ، منظور از
بِما أَراكَ اللَّهُ
شناساندن داورى است كه از آيات استفاده كرده ميان مردم داورى كند ، اين همان
عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ
است كه در آيهء 113 خواهد آمد « بالحق » وصف كتاب است يعنى ما قرآن را براى تو نازل كرديم تا ميان مردم با آنچه خدا نشان داده داورى كنى پس قضاوت كن و مدافع خائنان مباش .
106 -
وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً
.
ظهورش در آن است كه موجبى براى استغفار پيش آمده است ولى از آيهء فوق چنين چيزى فهميده نمىشود در الميزان فرموده : ظاهرا استغفار آن است كه از خدا بخواهد كه او را به مدافعه از خائنان متمايل نكند يعنى : از خائنان دفاع مكن و از خدا بخواه كه تو را به اين كار متمايل نكند . در اين صورت يكى از معانى غفور بودن خدا آن است كه شخص را از متمايل بودن بگناه باز مىدارد .
107 -
وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً
.
خيانت بر ديگران خيانت بر خويشتن است كه و بال آن بالاخره به خود انسان بر مىگردد و يا از اين جهت كه جامعهء اسلامى در حكم يك پيكر است على هذا خائن به ديگران ، خائن به خويشتن است مثل :
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
نساء / 29 كه گذشت .