كلمهها
خصيم : كثير المخاصه . منظور از آن در آيه مدافع و طرفگير است .
يختانون : اختنان : خيانت كردن . « يختانون » خيانت مىكنند .
خوان : خائن : خيانت كننده . خوان : بسيار خيانت كننده ( صيغهء مبالغه ) اثيما : اثم : گناه . آثم : گناهكار . اثيم : پيوسته گناهكار ( گناه پيشه ) .
يستخفون : خفاء : پنهانى . استخفاء : پنهان كردن « يستخفون » يعنى پنهان مىكنند .
يبيتون : بيت : مسكن . تبييت : انجام دادن كار در وقت شب « يبيتون » يعنى در وقت شب مىسازند ( وقتى كه مردم در بيوت خود هستند ) .
محيط : حوط : فرا گرفتن . احاطه فرا گرفتن و حفظ است . محيط فرا گيرنده و نگهدارنده .
جادلتم : جدال : منازعه و مخاصمه . مراد از آن در آيه دفاع كردن است .
يرم : رمى به معنى انداختن و نيز به معنى نسبت دادن چيزى به ديگرى است مراد از آن در آيه معناى دوم است .
برىء : برء : كنار شدن و خلاص شدن . برىء : كسى كه از نسبت بد بر كنار است ( بيگناه ) .
بهتان : بهت : تحير . بهتان : دروغى كه شخص را متحير مىكند ( دروغ بهت آور ) .
نجوى : آهسته گفتن . سخن آهسته و سرى . اسم و مصدر هر دو آمده است .
مرضاة : رضا ، رضوان و مرضاة : خوشنودى . اين كلمه مفرد است نه جمع .
يشاقق : شقاق : جدايى و مخالفت
وَ مَنْ يُشاقِقِ
كسى كه مخالف كند .
نوله ما تولى : يعنى ولى و سرپرست مىكنيم او را به آنچه دوست دارد و پيروى مىكند .