تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
74 - بايد بجنگد در راه خدا كسانى كه اين دنيا را بآخرت مىفروشند ، هر كه در راه خدا بجنگد ، كشته شود يا غلبه يابد به زودى به او پاداشى بزرگ مىدهيم . 75 - چه شده كه در راه خدا و مستضعفين از مردن و زنان و كودكان نمىجنگيد ، آنان كه مىگويند : پروردگارا ما را از اين شهرى كه اهلش ستمگر است خارج كن و ما را از نزد خودت سرپرستى و از نزد خودت ياورى قرار ده . 76 - آنها كه ايمان دارند در راه خدا مىجنگند ، آنها كه كافر هستند در راه طاغوت مىجنگند ، با پيروان شيطان به جنگيد كه حيلهء شيطان ناتوان است .

كلمه‌ها

حذركم : حذر : پرهيز . احتياط . ممكن است مراد از آن اسلحه باشد كه وسيلهء پرهيز از دشمن است . انفروا : نفر بمعنى خارج شدن براى جنگ است . آن اگر با « من - عن » باشد به معنى دورى و كنار كشيدن و اگر با « الى » باشد به معنى خروج و رفتن است . ثبات : دسته‌ها . گروه‌ها . مفرد آن ثبه است . « الثبة : العصبة من الفرسان » . يبطئن : بطوء : تأخير كردن . « يبطئن » يعنى تأخير مىكند . مصيبة : بلا . صوب به معنى نزول و قصد است . گويى بلا انسان را قصد مىكند . فوز : نجات . رستكارى . مستضعف : كسى كه در اثر فشار و ظلم و اختناق بضعف و بيچارگى كشانده شده است . ولدان : كودكان . مفرد آن وليد است به دختر و پدر گفته مىشود . القرية : شهر بزرگ . شهر . قرى در اصل به معنى جمع كردنست ، قريه