گردن ننهد ظهور آيه مىرساند كه چنين واقعهاى توسّط منافقى رخ داده است طبرسى فرموده : ميان يك نفر يهودى و يك نفر منافق خصومتى بود ، يهودى گفت : حكومت پيش محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ببريم كه به حق داورى مىكند و رشوه نمىپذيرد منافق گفت : نه پيش كعب بن اشرف ( يكى از سران يهود ) برويم
وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً
ضلال بعيد و گمراهى دور آن است كه شخص هرگز به راه حق بر نگردد .
61 -
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً
.
بيان حال كسى است كه حتى بعد از دعوت و نصيحت كه به سوى حق بر گردد از آن اعراض مىكند .
62 -
فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً
.
داورى طاغوت قهرا بلائى بدنبال خواهد داشت ، ضد انقلاب چون مبتلا شد و سرش به سنگ خورد به فكر اعتذار مىافتد كه خطاى خويش را به صورت حق جلوه دهد آيه روشن مىكند كه حكومت طاغوت گرفتارشان كرده آن گاه به نزد آن حضرت آمده و گفتهاند كه ما از اين كار دو نظر داشتيم يكى احسان به شما و سبك كردن كار شما ، ديگرى سازش ميان دو خصم نه روگردانى از داورى شما .
63 -
أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً
.
خدا مىداند كه به فكر تسليم نيستند ، از آنها روى گردان وقتت را با چانه زدن تلف نكن ، چنان رسا و بليغ سخن گو كه حجّت بر آنها تمام شود و مقصودت را در دل آنها جاى دهى و بفهمانى كه عاقبت بد در كمين آنهاست . با لجوجان غير از اين معامله نمىشود كرد .