اولى الامر : صاحبان دستور . سرپرستان . خواهيم ديد كه به امامان عليه السّلام تطبيق مىشود .
تأويلا : مراد از تأويل در اينجا عاقبت و نتيجه است . تأويل در اصل به معنى برگشت دادن از « اول » به معنى برگشت است .
يزعمون : زعم : سخن باطل و دروغ . « يزعمون » يعنى دروغ مىگويند ( قاموس قرآن ) .
يتحاكموا : تحاكم : محاكمه و مخاصمه را پيش كسى بردن ( داورى خواستن ) .
طاغوت : طغيانگر . انسان باشد يا مكتب باطل و يا معبود باطل ( نساء / 51 ) .
تعالوا : تعال : بيا . تعالوا : بيائيد هر دو اسم فعل مىباشند .
يصدون : صد و صدود گاهى به معنى اعراض و گاهى به معنى برگرداندن است مراد در اين آيه معناى اول است .
يحلفون : سوگند ياد مىكنند . حلف ( بفتح اوّل و كسر آن ) به معنى سوگند و سوگند ياد كردن است .
توفيق : ايجاد موافقت ميان دو چيز يا چيزها . وفق : مطابقت ميان دو چيز . . .
بليغ : رسا .
شرحها
بدنبال افشاگرى دربارهء يهود و نقل كار شكنى آنها ، در اين آيات دستور داده شده كه امانتها به صاحبانش داده شود تا جامعهء ايمن بوجود آيد ، قضاوت و داورى و حل و فصل اختلافات از روى عدالت باشد تا هر صاحب حق به حق خودش برسد ، در كارهاى اجتماعى و فردى ملاك عمل و وضع قانون ، فرمودهء خدا و رسول و جانشينان رسول باشد و در صورت بروز نزاع و اختلاف با دستور خدا و رسول