تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
ملك : ( بضم - م ) حكومت . ادارهء امور . نقير : خال يا فرو رفتگى كوچكى است در پشت هستهء خرما ، گويى منقارى به آنجا زده‌اند ، ( قاموس قرآن ) چيز سبك و حقير را با آن مثل زنند و نيز به معنى تراشه است . صد : صد و صدود گاهى به معنى اعراض و گاهى به معنى منع و برگرداندن آيد ( رجوع شود بقاموس قرآن ) و در اين آيه به معنى اعراض است . سعير : آتش افروخته شده . سعر : افروختن و افروخته شدن آتش . نضجت : نضج به معنى رسيدن ميوه و پخته شدن گوشت است . به نظرم مراد از آن بىحس شدن باشد . بدلناهم : تبديل : عوض گرفتن چيزى در جاى چيزى . مطهره : پاك شده . تطهير : پاك كردن . زنان بهشتى از هر چيز ناخوشايند پاك شده‌اند . ظل ظليل : ظلّ : سايه . ظليل : سايه‌دار . ولى هر گاه ظل ظليل گويند منظور مبالغه است مثل ليل اليل و داهية دهياء به نظرم مراد از ظلّ عزت و رفاه و آسودگى است راغب گويد از اين چيزها با ظلّ تعبير مىآورند على هذا ظل ظليل يعنى زندگى بسيار لذت بخش .

شرحها

آيات شريفه تعقيب افشاگريها دربارهء يهود است كه ضد انقلاب اسلامى بوده و بهر وسيله‌اى متوسل مىشدند تا نهضت اسلامى را واژگون كنند . حتى با آنكه عقيده به خدا داشتند ، بت پرستى را بهتر از اسلام معرفى مىكردند ، بدين جهت
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 381 | على اكبر قرشى بنابى