تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
برادران اهل سنت . ظاهرا براى تبرئهء خليفه ، تحريم آن را به حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله نسبت داده‌اند . سوم : با در نظر گرفتن موضع طبيعى انسان و حالات او ، تشريع متعه ضرورت دارد ، زيرا ازدواج دائم براى هر كس مقدور نيست ، قانونگذار يا بايد آن را تجويز كند و يا به مباح بودن زنا فتوى دهد روى اين حساب است كه از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده : اگر عمر از متعه منع نمىكرد زنا نمىنمود مگر شقى « 1 » يعنى : راه اسكات غريزهء جنسى براى همه مقدور بوده ، مليونها زن و مرد كه ازدواج دائمى براى آنها مشكل است مىتوانستند از اين راه استفاده كنند ، واقعا اگر اسلام متعه را جايز نمىدانست احكام زناشوييش ناقص بود . « راسل » دانشمند انگليسى براى جوانان كه در فاصلهء بلوغ و ازدواج در پى تخصص و پيدا كردن كار هستند يك نوع « ازدواج عقيم - ازدواج بدون اولاد و بدون خرج » را توصيه مىكند و مىگويد : رأى صحيح براى حلّ مشكل اين است كه قوانين مدنى در اين بخش از عمر يك نوع ازدواجى را براى دختران و پسران روا دارند كه موجب تحميل نفقه نباشد و ازدواج بدون اولاد ناميده شود « 2 » اين همان متعه است كه اسلام در سطح وسيعى آن را تجويز نموده است . چهارم : متعه با نكاح دائم فرقش آن است كه در آن كسوه و نفقه نيست و زن و مرد از يكديگر ارث نمىبرند مگر آنكه اينها را در ضمن عقد شرط كنند و در آن تعيين مدت و مهريّه حتمى است . اگر فرزندى بوجود بيايد مانند فرزندى است كه از عقد دائم متولد شده است . متعه يك چيز مخفى نيست كه ميان مردم عار و ننگ باشد بلكه اين گونه بودن در اثر رسميت نداشتن بوجود آمده است .
هامش
( 1 ) قال على لولا ان عمر نهى عن المتعة ما زنى الا شقى تفسير آلاء الرحمن ج 2 / 78 ( 2 ) - برهان قرآن / 189 .