و مساكين كه ارث بر نيستند حاضر باشند بهتر است به آنها هم چيزى داده شود ، وانگهى نبايد با هيچ سخنى در كار يتيمان ناراحتى ايجاد كرد كه اثر بدى دارد ، در آخر تهديد شده كه به ناحق خوردن مال يتيم در واقع آتش خوردن است .
7 -
لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ
.
تكرار
مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ . . .
براى آن است كه زنان در ارث بردن حتما شريك مردان مىباشند گويند : در جاهليت فقط مردان ارث مىبردند نه زنان بقولى فقط به كسى ارث مىدادند كه قادر به حمل سلاح باشد و از مال و جان دفاع كند ، حتى فرزندان صغير هم از ارث محروم بودند
مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً
اين جمله مطلب سابق را تأكيد مىكند يعنى تركه خواه جزئى و خواه ميلياردها باشد ، اين نصيب و بهره همان است كه از روى عدالت و واقعيت در اسلام معين شده است . در آيات ذيل مقدار نصيب روشن خواهد شد .
8 -
وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً
اين آيه ظاهرا خطاب به ورثه است كه اگر به هنگام تقسيم تركه ، خويشاوندان ميّت كه ارث بر نيستند با يتيمان و مساكين در آنجا باشند چيزى به آنها بدهيد و با آنها سخن شايسته بگوئيد ، ظهور آيه آن است كه اين يك دستور اخلاقى و استحبابى است و ظاهرا احدى از فقهاء اماميه بوجوب آن فتوى ندادهاند ، آنكه در روايات وارد شده كه اين آيه با آيه ، مواريث ( كه بعدا خواهد آمد ) نسخ شده است ، قابل قبول نيست چون ميان اين آيه و آن آيات تناقضى وجود ندارد كه موجب نسخ باشد وانگهى در تفسير عياشى از حضرت باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده : كه ابو بصير از آن حضرت پرسيد آيا اين آيه منسوخ است ، فرمود : نه چون آنها وقت