طلاق كسى را ندارد كه با او بسر برد .
3 - زنى در اثر بعضى از اختلالات بدنى ، بچههاى ناسالم و معيوب مىآورد و امكان رفع اين مشكل وجود ندارد .
4 - مردى غريزهاش قوى است يك زن از عهدهاش بر نمىآيد و پيوسته ناراحت است .
اينها و نظير اينها از عوامل طبيعى است كه قانونگذار را از تجويز تعدّد زوجات ناچار مىكند و گرنه با بن بست مواجه خواهد شد چنان كه كليسا مواجه شده است . وانگهى خداوند كه آفرينندهء انسان است و خودش را
قائِماً بِالْقِسْطِ
توصيف مىكند اگر اين كار ناروا بود اجازه نمىداد ، از طرف ديگر : زن به اختيار خود به اين كار حاضر مىشود ، اختيار ازدواج در دست اوست ، در صورت امتناع كسى نمىتواند او را اجبار نمايد .
گذشته از اينها خدا مىدانسته كه بسيارى از مردان بيك زن اكتفاء نخواهند كرد و پى زنا خواهند رفت ، لذا خواسته با تجويز آن جلو فحشاء را بگيرد و زنان بجاى فاسد شدن خانم خانه باشند گوستاولوبون دانشمند فرانسه در اين كه مردان اروپا بيك زن اكتفاء نمىكنند مىگويد : « در غرب هم با وجود اينكه آب و هوا و وضع طبيعت ، هيچ كدام ايجاب چنين رسمى ( تعدّد زوجات ) را نمىكند ، با اينحال وحدت همسر چيزى است كه ما آن را فقط در كتابهاى قانون مىبينيم و الا گمان نمىكنم كه بشود انكار كرد كه در معاشرت واقعى ما اثرى از اين رسم نيست ، راستى من متحيرم و نمىدانم كه تعدد زوجات مشروع و محدود شرق ، از تعدد زوجات سالوسانهء غرب چه چيز كم دارد » پس اين دانشمند تعدد زوجات را يكى از مزاياى اسلام مىشمارد . « 1 » .
هامش
( 1 ) تمدن اسلام و عرب / 509 .