زنده دو مسئله مطرح است اوّل : وحدت بنياد انواع . يعنى در اوّل خداوند يك موجود ساده آفريده ، سپس همهء موجودات زنده از آن بوجود آمدهاند ، دوّم :
استقلال انواع يعنى هر يك از موجودات زنده اعمّ از حيوان و نبات مستقلا آفريده شدهاند ، قرآن و روايات در ابتداء نظر ، فرض دوّمى را مىرسانند ولى در آن صريحاند صريح نيستند كه قابل تأويل و توجيه نباشد و اگر روزى نظريّهء « داروين » جنبه علمى به تمام معنى به خود بگيرد باز به گفته قرآن صدمهاى وارد نمىشود آيات قرآنى با آن نيز قابل توجيه مىباشند .
پراكنده شدن انسانها :
بنا بر آنكه نسل كنونى از يك مرد و يك زن بوجود آمده باشد در اينجا سؤالى پيش مىآيد و آن اينكه : چگونه بشر از درياها گذشته و در قارّهها پراكنده شدند ؟ جواب آنكه در وقت پيدايش انسان در روى زمين يك قاره بيشتر نبود ، اين قارّهها در اثر اختلافات جوّى و حركات مختلف زمين بوجود آمدهاند مثلا جزيرهء بريتانيا در اوّل به اروپا متصل بوده بعدا از آن جدا شده و درياى « مانش » بوجود آمده است همچنين جزائر ژاپن در اوّل به آسيا متصل بودهاند ، با جدا شدن خشكيها ، انسانها نيز از يكديگر جدا شدهاند .
اختلاف رنگ انسانها :
رنگهاى عمدهء انسانهاى روى زمين ، چهار رنگ است :
سفيد پوستان مثل ساكنان نقاط معتدلهء آسيا و اروپا .
سياه پوستان : مانند مردم آفريقاى جنوبى : زرد پوستان مثل مردم چين و ژاپون . سرخ پوستان مانند سكنهء اصلى آمريكا . گويند : اختلاف رنگها ناشى از اختلاف طبيعت خونهاست ، بنا بر اين نسل كنونى بشر اقلّا بايد به چهار اصل منتهى شود « 1 » ولى به نظر مىآيد : اين در اثر تغييرات آب و هوا و مربوط به مسئله « ژنتيك » است مثلا اگر يك سياه آفريقايى با يك سفيد پوست آسيايى
هامش
( 1 ) از الميزان .