از وجود ناظم و هدف او حكايت دارد و حكيم عبث نمىكند « 1 »
سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ
از اينكه خلقت ، باطل و بىهدف نيست مىفهمند كه بايد در اين خلقت ، با عادل و ظالم يكسان رفتار نشود و هر يك مطابق كار خويشتن بپاداش و كيفر برسند لذا مىگويند : پاكى تو از اينكه جهان را بىغرض آفريده باشى ، قهرا به حساب نيك و بد رسيدگى خواهى كرد پس ما را از عذاب آتش نجات بده . باز بايد تلقين خدا و تعليم پيامبران را در وجود اين فهم و درك كاملا مؤثر دانست و گرنه ، بشر تنها بفكر خود به اين مرحله نمىرسيد . رجوع شود به « نكتهها » .
192 -
رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ
.
آنكه به آتش داخل شود حرمتى پيش خدا ندارد و خدا او را خوار كرده است و اگر ظالمان را يارانى بود و از عذاب نجاتشان مىداد در اين صورت خلقت باطل و عبث مىشد ولى مسئلهء شفاعت مطلب ديگرى است كه در ذيل آيهء 48 بقره مشروحا گفته شده است .
193 -
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا
.
منادى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله است ( انبياء ديگر را نيز بزبانحال شامل مىشود ) نداى آن حضرت اين بود كه فرمود : به پروردگارتان تسليم شويد . مؤمنان در جواب آن گفتند : ايمان آورديم و چون ايمان آوردن لازمهاش اين است كه شخص از تعليمات آن حضرت پيروى كند تا مشمول رحمت حق گردد و گناهانش آمرزيده شود لذا در ادامهء آن آمده :
رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ
غفران گناه كه معلوم است ، مراد از تكفير سيئات به نظرم از بين بردن آثار گناهان است ، مثلا شرابخوار پيش خدا گناهكار و در پيش مردم بىاعتبار است ، غفران گناه ، آمرزيدن خدا و تكفير سيّئه اعادهء حيثيّت در پيش مردم است در بسيارى
هامش
( 1 ) در صافى از امام صادق ( ع ) نقل شده :
« افضل العبادة ادمان التفكر فى اللَّه و فى قدرته » .