تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

كلمه‌ها

بطانة : همراز . محرم اسرار . بطن در اصل به معنى شكم است به معنى نهان شدن نيز آمده است بطانه در اصل به معنى لباس زيرين است ، مراد از آن در اينجا همراز و محرم اسرار است . يألونكم : الو ( بر وزن عقل ) به معنى تقصير و كوتاهى است : « الا فى الامر : قصر فيه » ايلاء و ائتلاء به معنى قسم خوردن نيز آيد . « لا يألونكم » يعنى كوتاهى نمىكنند درباره شما . خبال : خبل و خبال به معنى فساد است خواه در بدن باشد يا در عقل و يا در كار ، بعضى فقط به معنى تباهى در عقل و فكر دانسته‌اند نظير جنون و غيره كه عارض حيوان يا انسان مىگردد . عنتم : عنت ( بر وزن اجل ) ، مشقت . عنتم : به مشقت افتاديد . بغضاء : كينهء شديد ، دشمنى ، آن از بغض شديدتر است . افواه : دهانها . مفرد آن فاه ، فوه ، فيه است . عضوا : عض : بدندان گرفتن : « عضه عضا : امسكه باسنانه » مراد گزيدن بدندان است . انامل : انمله : سر انگشت ، بقولى بند آخر انگشت است جمع آن انامل مىباشد ، اصل آن از نمل ( مورچه ) است سرانگشت در كوچكى و حركت به مورچه تشبيه شده است . غيظ : خشم شديد . ذات : ذات و ذو به معنى صاحب است ذو مال يعنى صاحب مال ، مراد از ذات الصدور چيزهايى است كه در سينه‌ها است و مصاحب سينه‌ها مىباشد ( افكار ) .