تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
حبل : ريسمان . مراد از آن در اينجا دين خداست . الف : تأليف به معنى الفت دادن ، جمع كردن و مأنوس نمودن است . شفا : كنار و حاشيه . ( و بكسر - ش ) به معنى صحت و سلامتى است . حفرة : حفر : كندن . حفرة : گودال . انقذكم : نقذ به معنى نجات دادن است ، انقاذ و استنقاذ نيز به همان معنى هستند . أمة : جماعتى كه قصد يا وجه مشترك دارند « ام » در اصل به معنى قصد است « امه : قصده » . معروف : خوب . آن در اصل به معنى شناخته شده است ( بقره / 178 ) . منكر : بد . نكر به معنى ناشناختن ، منكر به معنى ناشناخته است كار منكر و امر منكر آن است كه عقل سليم و شرع آن را قبيح و ناپسند بداند ( قاموس قرآن ) . مفلحون : فلح ، فلاح و افلاح : رستگارى . مفلحون : رستگاران . تبيض : يعنى : سفيد مىشود . بياض به معنى سفيدى است ، آن در آيه از باب افتعال است . تسود : يعنى : سياه مىشود . آن از سواد به معنى سياهى است . فاسقون : فسق در اصل به معنى خارج شدن است كافر را فاسق گويند كه از دين خارج شده ، گناهكار را فاسق گويند كه از مقدارى از عمل دينى خارج شده است .

شرحها

در آيات گذشته به مسلمانان تذكر داده شده كه از دسيسهء كفار بر حذر باشند ، به دنبال آن ، در اين آيات مؤمنان به هم بستگى و فشردگى صفوف دعوت
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 149 | على اكبر قرشى بنابى