ملازم او باشى و مطالبه كنى ، آيه روشن مىكند كه آنها اين نشيب و فراز را در امانت و خيانت به غير يهود داشتند ، اين دو نوع كار در هر قومى مىشود ولى اين امر در يهود ناشى از آن بود كه :
قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ
يعنى مىگفتند : اگر يهود بر يهود خيانت كند پيش خدا مسئول است ولى اگر بر غير يهود خيانت كنيم راه عقابى بر عليه ما نيست زيرا خدا بر نژاد يهود نظر بخصوصى دارد ، فقط آنها را به رحمت و فضل خود برگزيده است . ذيل آيه ، جواب اين سخن است كه فرمايد :
وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
يعنى : خدا چنين چيزى به آنها نگفته ، و به خدا دروغ مىبندند
وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
نشان مىدهد كه آنها چنين چيزى در تورات نمىيافتند ولى باز مىگفتند : قضيه همين است . چنان كه در تورات سفر لاويان باب ششم و نوزدهم به امانت دربارهء همه دستور داده شده است نه فقط دربارهء يهود .
76 -
بَلى مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ
مراد از عهد ظاهرا امانت است كه پيمان بسته آن را به صاحبش برگرداند يعنى : آرى بر آنها راه عقاب باز است ولى كسى كه به امانت وفا كند و به صاحبش بر گرداند و از خيانت پرهيز كند خدا چنين كسان را دوست دارد .
77 -
إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ
مراد از عهد اللَّه دين خداست كه پيمانى است ما بين خدا و خلق ، و مراد از « ايمان » هر عهدى است كه مردم با مردم و يا با خدا مىبندند « يشترون » در اصل به معنى عوض كردن است و در خريدن و فروختن هر دو به كار مىرود « 1 » در اينجا به معنى فروختن و عوض كردنست اين آيه يك حكم كلّى و شامل هر كسى است كه داراى اين صفات باشد ولى مصداق آن در اينجا يهود است كه نه بدين خدا اهميت مىدادند و نه به پيمانهاى خويش ، منظور از « ثمن قليل » مال و جاه
هامش
( 1 ) اشترى آن گاه كه بمعنى فروختن باشد ، مبيع با « با » آيد چنان كه در اين آيه آمده است .