بدين علت به طائف تبعيد شدند و تا حكومت عثمان حق مراجعت به مدينه را نداشتند .
سورهء توبه كه در سال نهم هجرت نازل گشته است ، بيشترش دربارهء منافقان است حتى بعضى گفتهاند : بهتر بود اين سوره را سورهء منافقين نام نهند .
با آن كه آن روز بيشتر از يك سال به رحلت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله باقى نمانده بود .
لذا است كه ملاحظه مىشود : اول آيات « بقره » به حساب منافقان مىرسد ، از چيزهاى قابل دقت آنكه از ابتداى هجرت تا رحلت آن حضرت مسئلهء منافقان يك مسئله پيچيده و حل ناشدنى بود ولى به مجرد رحلت آن بزرگوار ديگر خبرى از منافقان نيست . اين گروه در كدام چاه ويل دفن شدند و چرا دم فرو بستند ؟ ! بعضى از بزرگان اهل سنت به اين مسئله متوجه شده و جواب داده كه :
يك ماه و نيم به وفات حضرت منافقان همه اسلام آورده و در رديف مؤمنان قرار گرفتند . ولى اثبات اين سخن ناممكن است . بلكه منافقان وضع را هم رنگ خود ديده و ساكت شدهاند .
منافقان در هر عصر
تقسيم شدن مردمان به سه دستهء : مؤمن ، كافر ، منافق . در عصر اسلام تازگى نداشت و مختص به آن دوره نبود . بلكه اين سه دسته شدن از اول بوده و خواهد بود ، مسئلهء منافق در عصر ما همان تازگى را دارد كه در صدر اول اسلام داشت .
بنا بر اين آيات شريفه شامل حال هر دوره و هر زمان است .
بايد : هر سه گروه را از هم باز شناخت و نسبت به هر يك رفتار لازم را بجاى آورد . اسرائيل فعلى و صهيونيسم بينالمللى نه تنها از يهود خيبر ، بنى قريظه ، بنى نضير و بنى قينقاع كمخطر نيستند بلكه بمراتب پرخطرتر هستند آن روز