نكتهها
پيدايش منافق
پيدايش و تقسيم شدن افراد جامعه به سه گروه : مؤمن ، كافر و منافق يك امر طبيعى است . هر دين يا حتى طرحى در جهان پيدا شود ، مردم در تلقى آن سه گروه خواهند بود ، عدهاى با جان و دل مىپذيرند ، عدهاى به مخالفت برمىخيزند و عدهاى براى مصلحت به ظاهر قبول مىكنند . و از اين جا مؤمن ، كافر و منافق پيدا مىشود .
آن گاه كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در مكه بودند از منافق خبرى نبود ، عدهاى مؤمن و اكثريّت كافر بودند ، چون اسلام چندان نيرومند نشده بود كه عدهاى براى استفاده شخصى اظهار اسلام كنند . گرچه نمىشود به طور كلى منافق را در آن دوره نفى نمود . رجوع شود به آيهء 11 از سورهء عنكبوت كه در مكه نازل شده است .
وقتى كه آن حضرت به مدينه هجرت فرمودند و اسلام گسترش پيدا كرد و حكومت تشكيل داد ، به تدريج منافقان پيدا شدند ، هر چه به گسترش اسلام افزوده شد ، آنان كه نان را به نرخ روز مىخوردند و منافق بودند بيشتر شدند .
از قرآن مجيد استفاده مىشود كه در جنگ « بدر » بعضى از لشگريان آن حضرت منافق بودند در سورهء انفال ضمن آيات جنگ بدر آمده است :
إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ . . .
انفال / 49 .
منافقان هر چه بيشتر مىشدند ، بيشتر ايجاد مزاحمت مىكردند چنان كه در جنگ « احد » عبد اللَّه بن ابي رئيس منافقان از راه ، به مدينه برگشت ، سيصد نفر با او برگشتند و رسول خدا را تنها گذاشتند . از اين معلوم مىشود كه منافقان اظهار وجود هم مىكردهاند . حكم بن ابى العاص و چند نفر ديگر ،