تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

نكته‌ها

توحيد سبب يك‌رنگى جوامع بشرى و از بين برنده امتيازات پوچ و بىمعنى است اعتقاد به توحيد منشأ تمام كمالات است ، فكر آدمى را از محيط مادى بالاتر برده و با ملكوت اعلى مربوط مىسازد ، توحيد آدمى را از بندگى طاغوت‌ها . جلادها ، سرمايه‌دارها مىرهاند و به حكم
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
از همه جز خدا بىنياز مىكند . انسان خدا ناشناس بايد عياش ، مزاحم ، ظالم ، شهوتران و بدكار باشد و اگر چنين نباشد احمق و نادان است زيرا براى چه خوبى كند و خوب باشد و براى چه ظالم و شهوتران نباشد مگر خدايى ، پاداش و عذابى در كمين اوست ؟ ولى جامعه‌اى كه اهل توحيد است ، خدايى حى و قيوم در بالاى سر مىبيند ، عذاب و پاداشى را در انتظار خود مىداند بايد نيك و نكوكار باشد جامعهء بىتوحيد جامعهء حيوانها است . * * * دين انسان را به راهى مىخواند كه قابل فهم و درك است ، اصولى كه اديان ارائه داده‌اند همه قابل فهم و موجب سعادتند ، پيامبران انسانها را به چيز ناشناخته نخوانده‌اند تا كوركورانه قبول كنند و نفهمند ، پيامبران همه به زبان مادرى و ساده و آسان با مردم سخن گفته‌اند ، تا دانا و نادان هر دو كلام آنها را فهميده‌اند به حكم : نحن معاشر الانبياء امرنا ان نكلم الناس به قدر عقولهم مطابق فهم مردم سخن گفته‌اند ، پس راه خدا راه ساده و آسان و قابل فهم است . * * * سعادت جامعهء بشرى در صورتى امكان‌پذير است كه رنگ توحيد داشته