تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
در مقابل حق ، زبون و رسوا مىگردد ، خار راه بشريت اين گونه طاغوتها هستند . 258 -
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ
. « أ لم تر » در اينجا براى تعجب است ، « أن آتاه . . . » علت محاجه و تقدير آن « لان آتاه » است يعنى اين محاجه و جسارت بدان علت بود كه خدا به او پادشاهى داده بود ، نخوت و خودبينى سلطنت او را به اين كار واداشته بود « 1 » . محاجه دربارهء رب ابراهيم بود كه رب او كيست ؟ گويى نمرود به ابراهيم گفته : رب تو كيست ؟ او در جواب فرمود : پروردگار من همانست كه زنده مىكند و مىميراند حيات و مرگ در دست اوست « 2 » . نمرود يا سخن آن حضرت را نفهميد و يا حمل به ظاهر كرد و گفت : من زنده مىكنم و مىميرانم پس رب تو منم بايد به من عبادت كنى ، نمرود نگفت : « و انا احيى و اميت » زيرا بنا بر واو عطف معنايش اين مىشد كه من هم اين كار را مىكنم بلكه نمرود گفت منهم كه اين كار را مىكنم ، گويند دستور داد دو نفر زندانى را آوردند يكى را آزاد كرد و يكى را اعدام نمود و گفت آن را حيات بخشيدم و اين را مرگ دادم ، ابراهيم عليه السّلام ديد كه استدلال با اين وضع و بى منطقى خصم به درازا خواهد كشيد لذا از راه ديگر وارد شد و گفت : خدا آفتاب را از طرف مشرق بيرون مىآورد اگر تو ربى ، آن را از مغرب طالع كن اينجا بود كافر و طاغوت مبهوت شد و از محاجه فرو ماند .
هامش
( 1 ) - دربارهء اينكه خدا چطور به ظالم و طاغوت فرمانروايى مىدهد ذيل آيه :قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ . . .آل عمران / 26 بررسى خواهد شد . ( 2 ) - مراد آن حضرت حيات و مرگ واقعى بود كه هنوز هم فقط با آثارشان معلوم مىشوند و كسى از حقيقت آنها آگاه نيست ، از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه ابراهيم عليه السّلام به نمرود گفت : اگر راست مىگويى اين را كه اكنون كشتى زنده كن .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 485 | على اكبر قرشى بنابى