وَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً
وعدهء سرى به صراحت خواستگارى كردن است چنان كه در مجمع البيان از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده ، قول معروف همان تعريض است كه در بالا گفته شد جمله
وَ لا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ
مىرساند كه پيش از عده نمىشود زن را عقد نمود
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ
تهديد است كه در اين كار مخالفت خدا نكنيد خدا به اسرار شما آگاه است ، و راجع به آنان كه به اشتباه بيافتند و به فكر توبه باشند فرموده :
وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ
گناه را مىآمرزد و مهلت مىدهد كه بنده مجال توبه را داشته باشد .
236 -
لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً
.
لفظ « ما » به معنى مدت و وقت است . « تفرضوا » عطف است به « لم تمسوهن » و هر دو جمله حال است يعنى : مانعى نيست زنان را طلاق بدهيد در حالى كه نزديكى نكردهايد و يا در حالى كه مهرى معين ننمودهايد ، طلاق در حال عدم نزديكى دو صورت دارد يكى آنكه در حين عقد مهر تعيين كرده و ديگرى آنكه بدون مهر عقد نموده است ، چون حكم اولى در آيه بعدى خواهد آمد لذا در اين آيه فقط حكم دومى كه متاع و عطيه است گفته شده .
وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ
اين متاع و عطيه در صورتى است كه در حين عقد مهر معين نكرده و قبل از دخول طلاق بدهد لفظ « على الموسع . . . » مىرساند كه اين متاع و عطيه حد معينى ندارد بلكه بسته به قدرت مالى مرد است چنان كه از ائمه اطهار عليهم السّلام نيز نقل شده است نظير اين آيه است آيه 49 از سورهء احزاب ، و اما آيه
وَ لِلْمُطَلَّقاتِ