معنى ظهور و اظهار و به قول زجاج به معنى گوشهء شىء است .
خطبه : ( بكسر خاء ) خواستگارى . اصل آن خطب به معنى روبرو سخن گفتن است .
اكننتم : يعنى مخفى داشتيد اصل آن كن به معنى پوشاندن و مستور كردن است .
تواعدوهن : مواعده با همديگر وعده گذاشتن است .
تعزموا : عزم به معنى قصد و اراده است .
عقده : عقده به معنى بستن و گره زدن مىباشد ، عقده اسم چيزى است كه گره زده مىشود نكاح باشد يا پيمان و يا غير آن . پس « النكاح » بيان « عقده » است .
كتاب : كتاب در اصل مصدر است به معنى نوشتن آن در آيه به معنى مفعول ( مكتوب ) مىباشد .
فاحذروه : يعنى حذر كنيد از او حذر به معنى پرهيز و احتراز از شىء مخوف است .
تمسوهن : مس به معنى دست زدن است مثل لمس ، مراد از آن آميزش جنسى است .
تفرضوا : فرض به معنى تعيين ، فريضه به معنى تعيين شده ، اصل كلمه به معنى قطع است .
متعوهن : يعنى به آنها متاع دهيد متاع مطلق مال است بقره / 36 .
موسع : ثروتمند ، اين كلمه از « سعه » به معنى فراخى و گسترش است .
قدر : ( بر وزن ثمر ) توانايى ، اندازه ، همچنين است قدر بر وزن عقل .
مقتر : فقير و تنگدست ، قتر به معنى كم كردن و تنگ گرفتن ، مقتر اسم فاعل آنست .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 441
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٤٤١