تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
ظاهرا جايز بود ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله دخترش زينب را به ابى العاص مشرك داده بود سپس زينب را از او جدا كرد و چون ابو العاص ايمان آورد زينب را با نكاح اولى به او برگردانيد ، زن نوح و لوط عليهما السّلام كافر بودند معلوم مىشود كه نكاح كافر در اديان سابق جايز بوده است .
وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ
حاكى است كه كنيز زرخريدى كه ايمان دارد از زن مشرك بهتر است هر چند كه زيبا و طبع‌پسند باشد احتمال هست كه اين جمله دفع دخل باشد يعنى مطلب فقط راجع به زنان آزاد نيست بلكه اگر زن آزاد پيدا نشد كنيزان بخريد و از كافران دورى جوييد كنيز مسلمان از زن آزاد كافر بهتر است .
وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ
. يعنى به كفار زن ندهيد مگر آنكه ايمان آورند و اگر دختران خود را به عبد زرخريد مؤمن بدهيد از مشرك بهتر است هر چند مال و جمال مشرك مورد پسند و اعجاب شما باشد به حكم اين جمله نمىشود به مشركان زن داد ولى آيه از حكم زن دادن به اهل كتاب ساكت است .
أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ
. اين جمله علت تحريم زن گرفتن و زن دادن به مشركان است آنها با عمل و عقيده خود پيوسته مردم را به سوى آتش مىخوانند ، مؤمن ، به خدا لبيك گفته و خدا او را به بهشت و غفران مىخواند پس مؤمن نمىتواند و نبايد با مشركان شريك زندگى باشد كه قهرا با دوست داشتن و مودت و غيره توأم خواهد بود لفظ « باذنه » متعلق به « يدعو » است يعنى خدا با اجازه به اعتقاد حق و با اجازه به اعمال نيك مردم را به آمرزش و بهشت مىخواند .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 408 | على اكبر قرشى بنابى