زندگى ايدهآل ممكن نخواهد بود .
علم و صنعت بدون توحيد ، مانند سلاح در دست ديوانه است كه نتيجهاش تار و مار كردن « هيروشيما » و كشتن هفتاد و هشت هزار و صد و پنجاه انسان در يك ساعت ، كشتن يك ميليون الجزائرى بجرم خواستن حق خود ، اشغال فلسطين بدست صهيونيسم غاصب ، بيرون راندن مردم يك كشور از ديارشان ، زنجير كشيدن ملل ضعيف بدست ابرقدرتها و ميليونها نظائر آنست ، آرى « چو دزدى با چراغ آيد گزيدهتر برد كالا » .
انسان بىتوحيد ، جز چنگيزها ، يزيدها ، كارترها ، رضاخانها ، نصيرىها ، محمد رضا خانها و . . . نمىتواند باشد ، بايد پرستش و اطاعت خاص خدا باشد ، بايد طاغوتها از بين بروند ، بايد همه به آن مشيت و خدايى كه جهان را آفريده است و اداره مىكند روى آورد
وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
.
اهل اسلام روزى اقلا ده بار اين سرود توحيد ، سرود محكوميت خدايان دروغين ، سرود رحمت عالمگير و سرود پرستش رب العالمين را در نمازها مىخوانند و استغاثه مىكنند كه خدايا ما را از پاكان و از زمرهء
الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ
گردان تا در اين زندگى پرتلاطم و شركآميز به ساحل توحيد راه يابد « اللهم يا ربنا اهدنا الصراط المستقيم » .