ميدان جنگ تعيين شود پيامبران قبل از اسلام در صورت فراهم شدن وسائل با دشمنان دين و بشريت جنگيدهاند ، قرآن فرمايد :
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
آل عمران / 146 ، اى بسا پيامبر كه بسيارى از خداپرستان در ركاب او با دشمنان جنگيدند و از بلائى كه در راه خدا رسيد سست نشدند . موسى عليه السّلام به بنى اسرائيل دستور داد كه با جنگ وارد فلسطين شوند مائده / 24 پيامبرى از بنى اسرائيل طالوت را فرمانده قشون نمود و او با دشمنان جنگيد و پيروز شد بقره / 246 سليمان عليه السّلام به مملكت سبأ لشكر كشيد ( سورهء نمل ) .
خدا در جاى ديگر فرمايد :
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ
بقره / 251 حق بايد گرفته شود دماغ اشغالگر بايد به خاك ماليده گردد اسرائيل غاصب بايد سر جاى خود بنشيند آزادى الجزاير آزادى گينه و . . . همه با شمشير انجام پذيرفته و گرنه اشغالگر حاضر نيست از تاراج چشم به پوشد . گرفتيم كه در اسلام جنگ ابتدايى نيست ولى كوبيدن اشغالگران و جنگ در راه مظلومان كه حتمى است ، دنياى مسيحيت بر اسلام تاخته و گويد :
اسلام با شمشير پيش رفت و به زور بر مردم تحميل شد ، استناد آنها به رسالت چند ساله حضرت عيسى عليه السّلام كه مجالى براى جنگ نيافت و اگر مجال پيدا مىكرد حتما با مخالفان خود مىجنگيد چنان كه در شب حمله دشمن به يارانش فرمود اسلحه به دست گرفته و مواظب باشيد .
در آيات گذشته حدود جهاد اسلامى را روشن كرديم ، اسلام با شمشير بر مردم تحميل نشده ، قرآن فرمايد :
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ
بقره / 256 ولى براى از ميان برداشتن سدّ راه ناگزير بود به شمشير دست بزند ، ولى اين مسيحيت به اصطلاح صلحجو براى پيش برد مقاصد خود چه خونها كه نريخت ، به نظر آوريد جنگهاى صليبى و امثال آن را و آن گاه به ريش اين هوچيگران بخنديد .