تحلقوا : حلق به معنى تراشيدن است .
نسك : عبادت . ناسك : عابد . مراد از آن در آيه گوسفند قربانى است ( قاموس قرآن ) .
فرض : فرض به معنى قطع و اندازهگيرى است واجب را از آن فريضه گويند كه تعيين شده است . مراد از آن در آيه ظاهرا شروع كردن باشد كه خواهد آمد .
رفث : آميزش با زبان . بقره / 187 .
فسوق : فسق و فسوق در اصل به معنى خارج شدن است بقره / 26 آن در آيه به معنى دروغ مىباشد .
جدال : مجادله و مخاصمه . مراد در آيه لا و اللَّه و بلى و اللَّه گفتن است كه خواهد آمد .
زاد : توشه . طعامى كه براى مسافرت آماده شود . يك بار بيش در قرآن نيامده است .
الباب : جمع لب به معنى عقل بقره / 179 .
افضتم : كوچ كرديد . فيض به معنى پر شدن و جارى شدن است كوچيدن از عرفات را افاضه گفتهاند كه در اثر كثرت مردم بجريان آب تشبيه شده است .
عرفات : بيابان وسيعى است در 25 كيلومترى مكه ، محل وقوف حاجيان مىباشد .
مشعر : بيابان مستطيلى است ميان عرفات و « منى » از محلى بنام « مأزمين » شروع شده و به محلى بنام « وادى محسر » مىرسد ، محل وقوف دوم است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٣٦١