سزاوار نيست غير خدا با آن خوانده شود
« اللَّه اعظم اسم من اسماء اللَّه عز و جل لا ينبغى ان يتسمى به غيره » ( صافى ) .
« رحمن » حاكى از احاطهء رحمت و شمول آن بر همهء موجودات است ، « رحيم » دلالت بر دوام و هميشگى رحمت دارد ، يعنى بنام اللَّه كه رحمتش همه را فرا گرفته و هميشگى است « 1 » على هذا رحمن و رحيم هر يك معناى مستقلى دارند و تأكيد يكديگر نيستند .
به عبارت روشنتر : رحمت خدا داراى دو بعد و دو جنبه است يكى وسعت و احاطهء آن كه همه ما سوى اللَّه را فرا گرفته است چنان كه فرموده
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ
( اعراف / 159 ) و از فرشتگان نقل كرده كه گفتهاند
رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً
( غافر / 7 ) دوم جنبه دوام و هميشه بودن آن اولى رحمت عرضى دومى رحمت طولى است .
كلمهء « رحمن » به علت صيغه مبالغه بودن ، دلالت بر گسترش و احاطه رحمت دارد و « رحيم » به مناسبت صفت مشبهه بودن مفيد دوام و هميشگى است قطع نظر از مدلول لفظ رحيم ، جملههاى اسميه در آيات
وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
( بقره / 160 )
إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
( بقره / 128 )
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
( يوسف / 98 ) و مانند آنها ، به خوبى روشن مىكنند كه رحمت از خدا غير قابل انفكاك است . على هذا بهترين ترجمه
بِسْمِ اللَّهِ . . . *
اين است : بنام اللَّه كه رحمتش همگانى و هميشگى است ، ترجمهاى كه نگارندهء عين رحمن و رحيم را آوردهام براى آن است كه خود لفظ « رحمن ، رحيم » در بيان اين حقيقت از هر لفظى زيباتر است .
هامش
( 1 ) - طبرسى ، زمخشرى ، بيضاوى و ديگران رحمن و رحيم هر دو را صيغهء مبالغه گفتهاند ولى نگارنده قول المنار را قوى مىدانم كه گويد : رحيم صفت مشبهه است ، على هذا آن دلالت بر دوام دارد نه اينكه تكرار رحمن باشد .