و در 24 ساعت يك دور تمام شده ، شب و روز تشكيل مىگردد ، اگر به عوض هزار ميل ، صد ميل مىچرخيد ، طول شب و روز 240 ساعت مىشد ، در حرارت 120 ساعته روز نباتات از بين مىرفت ، بقيه هم در سرماى 120 ساعتهء شب معدوم مىگرديد .
وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ
ما قبل و ما بعد جمله ، چيزهايى است كه دست بشر در آنها كار نكرده ولى كشتىها كار آدمى است گرچه وسائل و قوانين فشار آب ، خاصيت چوب ، تأثير هوا و غيره همه از خداست . به نظرم دلالت كشتيها بر توحيد از آن جهت است كه بوسيلهء كشتى و دريانوردى نقاط زمين بهم وصل شده و همه يكپارچه مىشود ، اگر شرائط دريانوردى فراهم نمىشد و بشر نمىتوانست به درياها دست يابد و با انسانهاى ديگر مربوط باشد آن بر خلاف توحيد بود ، و جاى اين سؤال باقى مىماند كه : ميان اجزاء زمين هماهنگى نيست گويى فقط يك اراده در آن كار نكرده به دليل آنكه درياهاى بيكران از خشكيها جداست .
ولى خدا ، با كشتىها با وضع قوانين آب و خاصيت چوب و آهن و غيره درياها را از اول در اختيار بشر گذاشته و هماهنگى برقرار كرده است و اللَّه العالم .
وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ
همهء درياهاى روى زمين شور و تلخند ، استفادهء حيوانات خشكى و نباتات از آن غير ممكن است ولى با تبخير درياها و تشكيل ابرها و جريان هوا ، آبهاى شيرين به صورت برف و باران به خشكيها منتقل مىشود . زمين بدان وسيله زنده شده ، كاروان روئيدنيها به راه مىافتند ، از آن طرف زنده شدن زمين و به وجود آمدن روئيدنيها بايد با خلقت موجودات زنده تكميل شود و اگر حيوانات اعم