واحد عددى است نه وصفى ، يعنى : خدا و معبود شما يكى است نه بيشتر ، چنان كه در آيهء
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
انبياء / 22 نيز نظر به « عدد » است .
خلاصهء ادعا اين است : خداى شما يكى است . جز او خدايى و معبودى نيست .
او داراى رحمت گسترده و ثابت است .
بعضيها واحد را به معنى « احد » و يكتا گرفتهاند ولى اگر درست دقت كنيم آيه در صدد نفى تعدد است نه بيهمتايى خدا ، آيهء بعدى نيز در اثبات « يكى بودن » است در مقابل مشركان عقيده به خدايان متعدد داشتند ، آرى بيهمتايى بالملازمه اثبات مىشود .
164 -
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
.
خبر « ان » كلمهء « لايات » است كه در آخر آيه واقع شده ، اين آيه در اثبات توحيد و رحمن رحيم بودن خدا است كه در آيهء سابق بطور ادعا ذكر شد .
و منظور عمده ، توجه دادن به نظام واحد جهان و ارتباط اجزاء آن به يكديگر و نتيجهگيرى براى توحيد است ، براى درك اين مطلب بايد نيروى تعقل و تفكر را به كار برد كه در ذيل آيه فرموده
لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
.
در آفرينش آسمانها و زمين قطع نظر از نظامات عجيب آن دو ، ارتباط كاملى حكم فرماست و آسمانها در حيات زمين و اداره شدن آن دخالت مستقيم دارند ، مثلا اگر زمين فقط نور را از آسمان دريافت نمىكرد و در جاذبهء عمومى منظومهء شمسى نبود ، حتما فلج و فاقد حيات بود ، از طرف ديگر : وجود شب و روز و پى در پى بودن آن دو نتيجهء مستقيم ارتباط آسمان با زمين است و گرنه هيچ يك وجود نداشت .
از آن طرف پى در پى بودن شب و روز و جابجا شدن نور و ظلمت در اطراف زمين ، از ضروريات زندگى است ، در نور دائم و ظلمت دائم حيات امكان ندارد و حتى حساب كردهاند كه زمين در هر ساعت هزار ميل بدور خود مىچرخد