تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
ثانى متعدى شود به معنى برگرداندن از شىء است چنان كه در
وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ
و اگر به نفسه به دو مفعول اضافه شود به معنى بر گرداندن به جانب شىء است چنان كه در
فَلَنُوَلِّيَنَّكَ
آن گونه مىباشد . قبلة : قبله در اصل براى نوع و حالت است يعنى يك نوع رو كردن ، سپس اسم شده به جهتى كه در نماز به آن روى آورند ( مجمع البيان ) راغب گويد : در عرف اسم مكانى است كه در نماز به آن رو كنند . مشرق : مشرق و مغرب بقره / 115 . امة : جماعتى كه وجه مشترك دارند بقره / 134 . وسط : معتدل . ميانه . ( صحاح ) و نيز به معنى ميان دو چيز ( بين ) آيد گويند : « جلست وسط القوم » ميان قوم نشستم . ( قاموس قرآن ) . شهداء : جمع شهيد . شهود و شهادت در اصل به معنى حضور و معاينه است ( گواه ، سرمشق ) . ينقلب : قلب به معنى برگرداندن ، انقلاب به معنى انصراف و برگشتن است . عقبيه : عقب : پاشنه پا ، عقبين تثنيهء آنست انقلب على عقبيه يعنى بر دو پاشنهء خود بگرديد مراد از آن رجوع به حالت اوليه است . رءوف : از اسماء حسنى است . رأفت نسبت به كسى كه گرفتار و مبتلا است ولى رحمت اعم است به مبتلى و غير آن ( المنار و الميزان ) پس « رءوف » اخص و « رحيم » اعم است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 263 | على اكبر قرشى بنابى