اى كاش به اين حقيقت پى مىبردند ، و شايد مراد از آن ايمان و تسليم شدن به حرمت سحر باشد .
نكتهها
سحر چيست ؟ :
در اين زمينه در قاموس قرآن توضيح بيشترى دادهام . آنچه از قرآن بدست مىآيد اين است كه : سحر فن و علمى است كه ساحر به وسيلهء آن در چشم و فكر شخص تصرف مىكند تا مثلا ريسمان را مار به نظر آورد و يا دوست را دشمن بدارد ، دربارهء ساحران فرعون آمده :
فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى
طه / 66 يعنى به خيال موسى چنان مىآمد عصاها و ريسمانهاى ساحران به شدت حركت مىكند ( حال آنكه آنها بىحركت بودند ) پس آنها در فكر و نظر موسى اثر گذاشتند نه اينكه ريسمانها را به حركت آوردند .
و نيز فرموده :
فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ . . .
اعراف / 116 يعنى چشمهاى مردم را سحر و منحرف كردند و از آيه
يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ
معلوم مىشود كه در افكار و اذهان جادو شدگان اثر مىگذاشتهاند .
با اين بيان فرق معجزه و سحر كاملا معلوم مىشود ، زيرا معجزه انقلاب واقعى است يعنى عصاى موسى واقعا به مار مبدل شد ، آتش ابراهيم در خارج از اثر افتاد دريا براى يهود در خارج شكافته شد ولى در سحر ، ريسمان در خارج همان ريسمان است حركت هم ندارد فقط تماشاگر در اثر سحر آن را در حركت مىبيند .
در آيهء :
فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ
مدثر / 24 منظور مشرك آنست كه اين آيات مصداق سحر هستند كه با خواندن آن جوانان ما نسبت به دين خود بدبين مىشوند .