خرافه : نقل شده : هاروت و ماروت دو فرشته بودند ، از ديدن كارهاى بدكاران بدرگاه خدا شكايت كردند ، خدا به آنها قوهء شهوت داده بر زمين فرستاد ، آنها پس از آمدن ، زنا كردند ، خمر خوردند به بت سجده كردند و قتل نفس نمودند ، خداوند آنها را در هوا معلق كرد تا قيامت معذب خواهند بود محققان اسلامى گفتهاند : اين قضيه مجعول و از اسرائيليات مىباشد .
روايتى در اين زمينه بطور مرفوع در تفسير عياشى از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه حجيت ندارد ، طبرسى آن را در مجمع البيان از عياشى نقل كرده و تصريح مىكند كه مرفوع است ، نظير اين قصه از « الدر المنثور » سيوطى از عبد اللَّه عمر نقل شده : در الميزان فرموده : اين قصه خرافى است . و نيز به روايت « ستارهء زهره » كه در اين زمينه نقل گشته ، اعتمادى نيست .
تعليم فرشته :
قرآن مجيد صريح است در اينكه ملائكه به صورت انسانها درآمده نزد حضرت ابراهيم و لوط عليهما السّلام آمدند و آن دو آنها را نشناختند تا اينكه فرشتگان خويش را معرفى كردند سورهء هود / 69 و 81 و نيز فرشته به صورت جوان نزد مريم آمد و مريم وى را نشناخت سورهء مريم / 18 از جريان هاروت و ماروت چيزى نمىدانيم ، ظاهر آنست كه آن دو در صورت انسان به مردم سحر تعليم مىكردهاند و مردم آنها را نشناختهاند . بعضى احتمال دادهاند كه آنها انسان فرشتهخو بودند .
ما و آيات : سحر و جادوگرى به جاى شريعت تورات در ميان بنى - اسرائيل رائج و مورد توجه مردم گرديد . در دين مبين اسلام نيز به جاى فرمانهاى اصيل قرآن و گفتار اهل بيت عليهم السّلام خرافات بسيارى در لباس دين متجلى شد و حتى رسومات بى جا ، جاى حقايق را گرفت .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢٠٤