كلمهها
ملك : ( بضم - ميم ) حكومت . جهاندارى .
سليمان : عليه السّلام پسر داود ، از انبياء مشهور بنى اسرائيل است كه پيامبر و جهاندار بود .
شياطين : شطن به معنى دور شدن از خير است و شيطان دور شده ( بقره / 14 ) مراد از شياطين در آيه ظاهرا انسانهاى شرور هستند مثل
شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ
انعام / 112 .
سحر : جادو . رجوع شود به « نكتهها » .
بابل : مملكتى بود در محل كنونى مملكت عراق ، مركز آن نيز نامش بابل بود .
هاروت : از ظاهر آن معلوم مىشود كه هاروت و ماروت دو فرشته بودند به « نكتهها » مراجعه شود .
خلاق : نصيب خوب . در قاموس قيد « وافر » را اضافه كرده است .
لو : لو هم براى شرط آيد و هم براى تمنى . آن در هر دو آيه به معنى تمنى و آرزو است .
مثوبة : ثواب و پاداش . اصل ثوب به معنى رجوع است ، پاداش را از آن ثواب گويند كه به شخص عامل بر مىگردد ( قاموس قرآن ) .
شرحها
در اين دو آيه شيوع جادو گروى در بنى اسرائيل بيان شده و اينكه شايع كرده بودند : سليمان در اثر جادوگرى به حكومت رسيد ، نقل ورد شده است .
102 -
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ