تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
دقت در آيهء شريفه نشان مىدهد كه سحر و جادوگرى در ميان بنى اسرائيل معمول بوده و ساحران در ترويج و اشاعه جادوگرى به دو چيز استناد مىكردند : يكى اينكه مىگفتند اين سحر و جادو همان است كه سليمان در اثر دانستن و به كار بستن آن ، به آن همه حكومت و سلطنت رسيد و نيز مىگفتند : اين سحر همان است كه در شهر بابل به دو فرشتهء هاروت و ماروت از جانب خدا نازل گرديد . پس بايد به آن اهميت داد و از آن استفاده نمود ، يهودان اين سخن را از جادوگران پذيرفته و مىگفتند : بايد از آن بهره‌ها برد كه ريشهء خدايى دارد ولى
وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا
يعنى : سليمان كافر نشد و حكومت خود را به جادو نسبت نداد و گرنه كافر مىشد زيرا ساحر اگر خود را پيامبر معرفى كند به خدا دروغ بسته و كافر مىشود « 1 » ولى شياطين و جادوگران كافر شدند كه حكومت و پيشرفت سليمان را به جادو نسبت دادند .
وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ
لفظ « ما انزل » ظاهرا عطف است بر « ملك » نه بر « ما تتلوا » مراد از شياطين جادوگرانند يعنى : يهود اطاعت كردند از آنچه جادوگران راجع به حكومت سليمان و راجع به نزول سحر بر آن دو فرشته مىگفتند .
وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ
جواب نسبت سحر به سليمان در بالا گفته شد اما جواب سحرى كه به آن دو فرشته نسبت مىدادند آنست كه : خدا بر آن دو سحر فرستاد ولى آنها به هر كس كه تعليم مىدادند اول مىگفتند : ما وسيلهء امتحانيم ( ما اين را ياد مىدهيم كه
هامش
( 1 ) - در تورات كتاب اول پادشاهان باب 11 ذكر شده : سليمان از توحيد منحرف شد ، عجبا ! ؟