مراد از عهد ، همان پيمانهاى عدم تعرض است كه يهود مدينه پيوسته با آن حضرت مىبستند و ملتزم مىشدند كه كارى بر عليه تو و مسلمانان نخواهيم كرد ولى بعدا آن را شكسته و بر عليه اسلام قيام مىكردند چنان كه در تاريخ معلوم است .
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
از كلام سابق به نظر مىآيد كه فقط گروه پيمان شكن ايمان نمىآورند ، اين جمله مىفهماند كه : نه فقط پيمانشكنان ، بلكه بيشترشان به پيامبر و كتاب او ايمان نمىآورند .
101 -
وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ
.
يعنى : تنها اين نيست كه پيمان بسته و مىشكنند بلكه اينها پس از آمدن قرآن كه توراتشان را تصديق مىكرد ، كتاب خدا يعنى تورات را كه بشارت به ظهور پيامبر اسلام داده بود پشت سر انداخته و ناديده گرفتند گويا كه اصلا نمىدانستند . مراد از « كتاب اللَّه » تورات است .
نكتهها
جبرئيل :
گفتيم : جبرئيل يا جبريل نام همان ملك است كه به پيامبر اسلام و پيامبران ديگر وحى مىآورد چنان كه در تورات كتاب دانيال باب هشتم و نهم و در انجيل « متى » باب اول نيز نام او آمده است . در قرآن مجيد سه بار بلفظ جبريل و چند بار به لفظ روح ذكر شده است :
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ . . .
نحل / 102
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ
شعراء / 193 .
از آيات :
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ
تكوير / 19 - 21 معلوم مىشود كه او بر ملائكه حكومت و فرماندهى دارد . مراد از « روح » در سه آيهء زير ظاهرا همان جبرئيل است :
تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ