و خلاصهء اديان آسمانى همين سه مسئله است و پيامبران پيش از اين سه مسئله چيزى نياوردهاند .
سوم : اگر ما باشيم و آيهء اول و دوم ، معلوم مىشود : مسلمانان ، يهودان نصارى و صابئان در صورت دارا بودن به سه اصل فوق ، اهل نجات و اهل بهشت هستند نمىشود گفت : منظور از آيه كسانى هستند كه پيش از پيدايش اسلام بودهاند ، زيرا ظهور آيه و مخصوصا كلمهء « من آمن » كه متضمن معنى شرط است ، مانع از اين تأويل مىباشد .
آن وقت اين سؤال پيش مىآيد كه آيا : يهود و نصارى مىتوانند اسلام را قبول نكرده و در دين خويش باقى بمانند و اهل بهشت باشند پس اين همه هياهو چيست كه ما مسلمانان به راه انداختهايم ؟ ! ! بلى نمىشود گفت : آنها با دانستن قرآن و اسلام باز حق دارند در دين خود بمانند و در اختيار اسلام و يهوديت مخير باشند زيرا قرآن آنها را به اسلام دين جديد دعوت فرموده و اين نمىشود كه قرآن هم آنها را به اسلام بخواند و هم در ماندن در يهوديت و نصرانيت مختار گذارد . ولى خود قرآن مىگويد :
وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ
انعام / 19 يعنى : اين قرآن به من وحى شده تا شما و هر آن كس را كه قرآن به او برسد انذار كنم .
پس مادامى كه قرآن به كسى تبليغ نشده و او توجه پيدا نكرده است ، چنين كسى مسئوليتى در مقابل قرآن و اسلام ندارد و جاهل قاصر است ، صرف شنيدن صداى قرآن كافى نيست ، بايد به مسئله در اثر تبليغ توجه پيدا كند .
نتيجه اين مىشود : يهود و نصارى و صابئان تا اسلام به آنها تبليغ نشده اگر در دين خودشان داراى سه اصل فوق باشند اهل بهشت خواهند بود
وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا
اسراء / 15
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
بقره / 286 .