خداى سبحان مىداند كه بنده بفكر طغيان نبوده و همواره مىخواسته خدا را از خود خوشنود كند ، ولى در دنياى ماده و پر از شر و شور زندگى كرده و كسر آورده است ، هيچ مانع عقلى نيست كه خدا بفرمايد : اى محمّد بن عبد اللَّه تو كه در دنيا ميان من و بندگانم واسطه بودى اكنون نيز در ارفاق ميان من و بندهام وساطت كن ، من خودم اين دستور را به تو مىدهم نه اينكه تو بر من حكومت دارى و مىتوانى جلو ارادهء مرا بگيرى .
معجزه :
در آيات گذشته و آينده عدهاى از معجزات و خوارق عادت نقل شده و خواهد شد از قبيل : شكافتن دريا ، بعث بعد از صاعقه زدن ، ارسال من و سلوى ، بيرون آمدن آب از سنگ در اثر زدن عصا ، مار شدن عصا و غيره راجع به توجيه اينها لازم است چند كلمه دربارهء معجزه سخنى داشته باشيم و آن اينكه اگر درست دقت كنيم همه چيز در جهان معجزه است .
فرق معجزه با غير معجزه آنست كه دومى را پيوسته ديده و نام آن را طبيعى گذاشتهايم مثلا ما پيوسته ديدهايم كه تخم مار مبدل به مار مىشود ، اين عمل را طبيعى نام نهادهايم ولى مبدل شدن عصا را به مار نديدهايم و آن را معجزه مىناميم ولى اگر درست فكر كنيم ، مبدل شدن تخم به مار نيز مانند عصا معجزه است .
وانگهى اگر از اول قرار بود كه مارها همچون ميوه از درخت برويند اكنون آن را طبيعى دانسته و مبدل شدن تخم به مار را معجزه مىدانستيم همين طور است مبدل شدن نطفه به انسان و هسته به درخت و غيره .
معجزه خارج از قوانين طبيعت نيست ولى بشر راه آن را نمىداند و آن فقط در دست خداست ، امروز ثابت شده كه مادهء اوليهء تمام اشياء يكى است ، اختلاف آنها فقط در اثر اختلاف اتمها است و گرنه قلب انسان و قطرهء آب و تكهء اخگر ، همه در اصل يك چيز هستند ، خدايى كه همه چيز طبيعت در دست او است به اين كارها قادر است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص١٣٦