بر آنها نيست و غمگين نمىشوند .
63 - و آن گاه كه از شما پيمان گرفتيم و كوه را بالاى سر شما بالا برديم ( و گفتيم ) : آنچه را كه دادهايم محكم بگيريد و مطالب آن را در ياد داشته باشيد تا پرهيزكار گرديد .
64 - سپس اعراض كرديد ، اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود حتما از زيانكاران مىبوديد .
65 - حتما دانستهايد حال آنها را كه از شما بودند و در روز شنبه تعدى كردند ، به آنها گفتيم : ميمونهاى مطرود شويد .
66 - آن بلا عقوبتى بود در مقابل اعمالى كه كردند و كرده بودند و نيز موعظهاى بود براى متقيان .
كلمهها
قريه : شهر . قرى در لغت به معنى جمع كردن است ، شهر را از آن قريه گويند كه مردم را در يك محل جمع كرده است ، ده را نيز قريه گويند حتى به لانهء مورچگان قرى النمل گفته شده است ( قاموس قرآن ) .
سجدا : جمع ساجد . مراد از آن در آيه ، خضوع است .
حطة : حطه به معنى فرود آمدن و فرود آوردن است . لازم و متعدى به كار مىرود حطة اسم از « استحط وزره حطة » يعنى خواست گناه او را بريزد رجز : ( بكسر راء ) لرزش ، اضطراب . عذاب را از آن رجز گويند كه مىكوبد و مىلرزاند .
استسقى : سقى به معنى آب دادن ، استسقاء به معنى آب خواستن است .
عين : چشمه . معانى ديگرى نيز دارد ولى اينجا چشمه مراد است .
اناس : جمع انس . اناس و اناسى هر دو جمع انساند « كل اناس » هر جمعيت .
مشرب : مصدر ميمى ، اسم زمان و اسم مكان آيد . آن در آيه اسم مكان است يعنى