57 -
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
در اين آيه سه نعمت از نعمتهاى خداوند بر بنى اسرائيل به بركت موسى عليه السّلام ذكر شده است ، اول تظليل غمام يعنى خداوند ابر را بر آنها سايبان قرار داد تا از حرارت آفتاب نسوزند ، معلوم مىشود فاقد وسائل زندگى بودهاند گر چه صحراى سينا ما بين درياى سرخ و مديترانه واقع شده و پيوسته ابرها در آن رفت و آمد مىكنند ولى از آيه معلوم مىشود كه خدا در آن ، نظر به خصوصى داشت و فقط استفاده عادى از سايهء ابر نبوده است كه بر همه ميسر است .
دوم و سوم نزول من و سلوى . مراد از « من » ظاهرا همان مادهء چسبنده و شيرينى است كه همچون شبنم بر سنگها مىنشست و از آن استفاده مىكردند ، در تورات سفر اعداد باب 11 آمده : من مثل تخم گشنيز و شكل آن مانند مقل بود قوم گردش كرده آن را جمع مىنمودند و در آسيا يا هاون نرم كرده از آن گردهها مىساختند طعمش همچون قرصهاى روغنى بود و آن با شبنم بر زمين مىنشست و اللَّه اعلم .
اما سلوى در تورات سفر خروج باب 16 و سفر اعداد باب 11 نقل شده است هاكس در قاموس خود ذيل لغت سلوى مىنويسد : سلوى از آفريقا حركت كرده و از خليج عقبه و سوئز گذشته وارد صحراى سينا مىشود و از كثرت خستگى كه در بين راه ديده به آسانى با دست گرفته مىشود ، در تورات هست كه قريب به دو ذراع از زمين بالا بودند .
بهر حال آمدن آن مرغان توجه خدايى بود تا بنى اسرائيل از آن استفاده كنند از مفسران نظر به اصل معنى كه سلوى از تسليت و آرامش و من مطلق احسان است خواستهاند اين دو نعمت را كه به بركت موسى بر بنى اسرائيل نازل مىشد انكار كنند ولى از ظهور آيات نمىشود صرف نظر نمود .