كلمهها
فضلتكم : فضل در اصل به معنى زيادت است ، در قرآن مجيد به معنى برترى و احسان و عطيه آمده كه همه از مصاديق زيادت هستند ( قاموس قرآن ) « فضلتكم » به شما برترى داديم .
العالمين : مراد از عالمين در اين آيه مردمان مىباشد . رجوع شود به سورهء حمد / 2 .
تجزى : جزاء اگر ما بعدش « باء - على » آيد به معنى مكافات و مجازات باشد و اگر ما بعدش « عن » آيد به معنى قضاء و اداء و بدون آنها به معنى كفايت است ، « جزى الشيء : كفى » ( قاموس ) .
شفاعة : واسطه شدن . شفع و شفاعة مصدر هستند به معنى منضم كردن چيزى به چيزى ( مفردات ) .
عدل : ( بفتح - عين ) عوض . آن در اصل به معنى برابرى است . اسم و مصدر هر دو آمده است . آنچه گفته شده از قبيل : مثل ، عوض ، ضد ظلم ، همه از مصاديق معناى اول هستند .
يسومونكم : سوم به معنى تحميل و چريدن آمده است ، لازم و متعدى هر دو به كار رود آن در آيه به معنى تحميل و وارد كردن است چنان كه در
فِيهِ تُسِيمُونَ
نحل / 10 به معنى چرانيدن مىباشد .
يذبحون : تذبيح مبالغه در ذبح است يعنى به طور مداوم يكى پس از ديگرى را ذبح مىكردند ( قاموس قرآن ) در آيهء ديگر آمده
يُقَتِّلُونَ أَبْناءَكُمْ
اعراف / 141 .
يستحيون : استحياء طلب حيات و خواستن زنده ماندن است « يستحيون » زنده مىگذاشتند .