تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
هيهات ببينند كار بكجا ميكشد كه پسر سعد صبح عاشورا خطاب بلشكرش مىكند : يا خيل اللَّه اركبى و ابشرى بالجنة كار بجايى برسد كه العياذ على را كافر بشمارند و حسين را خارجى خطاب كنند و اموالش را جزو غنائم دار الحرب بدانند و شيعيان را مشرك بگويند و جان و مال آنها را مباح بدانند و خود را اهل سنت و جماعت بشمارند و اهل سعادت و نجات و بهشت پندارند و عاشورا را عيد بزرگ خود قرار دهند و حوائج ساليانه خود را در آن روز تدارك كنند ، و ورود عيال ابى عبد اللَّه را در شام جشن بگيرند و قتل خارجى را به يكديگر تبريك گويند و امثال اينها و مع ذلك :
أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ
.

[ سوره المعارج ( 70 ) : آيه 39 ]

كَلاَّ إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ ( 39 ) هرگز چنين نيست ما آنها را خلق كرديم از آنچه ميدانند . كلا متعلق است بما قبل يعنى اين طمعى كه دارند داخل بهشت شوند مجرد خيال و آرزو است بلكه آنها در أشد عذاب سخت‌تر از عذاب ساير كفار و مشركين بلكه كسانى كه ظلم كردند باهل بيت عصمت و طهارت كه عذابى شديدتر از عذاب آنها نيست .
إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ
كه اول نطفه بودند در صلب پدران سپس علقه و مضغه شدند در رحم مادران تا به دنيا آمدند پس از آن جيفهء گنديده شدند زير خاك كه از امير المؤمنين است كه ميفرمايد : ( اوله نطفة قذره و آخره جيفة نتنه و بينهما حامل العذرة ) بالجملة امتياز انسان نه بحسب است و نه بنسب و نه بمال است و نه بجاه و نه بعشيره و نه بقبيله و نه باسم و نه بعنوان و نه بمقام و نه بر تبهكاران بلكه بايمان و عمل صالح و تقوى است اگر باشد از ملائكه بالاتر ميرود و اگر نباشد از سگ پست‌تر ميگردد .
آدمى زاده طرفه معجونى است * گز فرشته سرشته و از حيوان
گر كند ميل اين شود به از اين * ور كند ميل آن شود پس از آن
انسان مركب از دو چيز است عقل و شهوت ( فمن غلب عقله على شهوته فهو أشرف من الملائكه و من غلب شهوته على عقله فهو أخس من البهائم ) .

[ سوره المعارج ( 70 ) : آيات 40 تا 41 ]

فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ ( 40 ) عَلى أَنْ نُبَدِّلَ خَيْراً مِنْهُمْ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ ( 41 )