زياد او را گرفت شد ابن زياد .
[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيه 18 ]
أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ ( 18 )
و كسى كه نشو و نما در حلى و زينت كرده او در مخاصمه و اقامهء حجت نمىتواند بيان كند و از عهده برآيد .
اين آيه شريفه را سه نحوه تفسير كردهاند :
يكى : مراد از
أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ
نساء باشند كه همان بنات هستند و مراد از حلية زيور به طلا و حرير كه بر زنها جايز است خود را به آنها زينت كنند و بر رجال حرام است و لكن امروز بسيارى از جوانهاى ما بند ساعت طلا در دست مىكنند و حلقه طلا در انگشت و بدانند كه اين يك معصيت دائميه است يعنى آن به آن يك معصيت است در يك شبانه روز هزارها معصيت مىشود چه رسد در سال و سالها بعلاوه اگر اهل نماز باشند نماز در آن هم باطل است و همچنين لباس حرير يعنى ابريشم و مراد از
وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ
براى اين است كه نظر به ضعف بيان اين بنات نمىتواند حجت خود را بيان كنند كه با پدران قسى القلب كه ما چه گناهى داريم كه ما را زنده زير خاك مىكنند يا با كراهت و اهانت با ما رفتار مىكنند و اين تفسير مناسب با آيات قبل است .
تفسير دوم اينكه مراد اصنام و آلهه آنها است كه آنها را بجواهرات و طلا و حلى و حلل زينت مىكنند و اينها قدرت بر تكلم و اقامهء حجت بر الوهيت خود ندارند .
تفسير سوّم راجع به قضاياى فرعون و موسى است چون فرعون بر فرش طلاباف مىنشست و خود را به جواهرات زينت ميكرد اين كلام فرعون است كه من با اين همه حلى و جواهرات نشو و نما كردهام و ضمير هو بموسى برگردد كه زبانش لكنت دارد و از عهدهء بيان برنمىآيد و اين تفسير بسيار بعيد است چنانچه تفسير دوم هم بعيد به نظر مىآيد چون تعبير به من فرموده كه از براى ذوى العقول است و اگر مراد اصنام باشد مناسب با ما است نه من .