تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
او و ركوب آن .
لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ
استوى با ركوب تفاوت دارد ركوب فعل بنده است يعنى سوار شدن . استوى قرار گرفتن پس از سوار شدن بر ظهر آن چنانچه در حق نوح ابتداء مىفرمايد
فَاسْلُكْ فِيها مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ
- الى قوله تعالى -
فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
- الآية - مؤمنون آيهء 28 و 29 - و ضمير « ظهوره » به مركوب برمىگردد چه فلك باشد و چه انعام زيرا ظهور جمع و مركوب اسم جنس است لذا مفرد ذكر فرموده بمناسبت اينكه بر ظهر تمام نمىشود استوى پيدا كرد بر هر فردى از آنها .
ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ
كه خداوند تبارك و تعالى چه تفضلى فرموده كه كشتى را روى آب قرار داده كه فرو نرود در آب و انعام را با اين قوه و قدرت كه مىتوانستند انسان را بدرند و پامال كنند تسليم انسان قرار داده .
إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ
چون بر او قرار گرفتيد و مستقر شديد .
وَ تَقُولُوا
بايد بگوئيد .
سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا
مشار اليه مركوبى است كه بر او قرار گرفتيد .
وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ
متمكنين و قادرين و مقرين .

[ سوره الزخرف ( 43 ) : آيات 14 تا 15 ]

وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ ( 14 ) وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ ( 15 ) و محققا ما به سوى پروردگار خود بازگشته‌گانيم . اقرار به معاد و فناء دنيا و نزول موت و زوال حيات كه متذكر شويد كه اين قدرت و توانايى كه خداوند به شما عنايت فرموده هميشگى نيست زوال و فنا دارد پس از موت هيچگونه قدرتى نداريد و هيچ چيز مسخر شما نيست و بازگشت شما به سوى پروردگار شما است اجمالا انسان در هر حالى كه نعمتى به او عنايت شده بايد مغرور نشود و تصور نكند كه اين نعمت براى او دائمى است و متذكر زوال آن نعم باقيه و دائميه برآيد زيرا دنيا دار زوال و فناء و الاخرة دار بقاء و ثبات لكن هيهات كه ما بفكر آخرت بيفتيم و دنيا را دار ممر بدانيم و آخرت را دار مقرو بگوئيم
وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 10 | السيد عبد الحسين الطيب